تبليغاتX
یادداشتهایی برای تو
همه وجودم این است بالت دهم ،پروازت بیاموزم،كه پر بكشي، رها شوي از همه آنچه تو را دربرگرفته 

و تو هی مي چسبي به این کف خیابان لعنتی


همه وجودم این است دورت كنم فرارت دهم به آن بالاها روی ابرها، به آن دورها توي جنگلها، به آن روياها روي آبها

به هر آچه كه

آرامت مي كند،شادت،نازت،خوابت... 

و تو هی می چسبی به این چهاردیواری لعنتی


همه وجودم این است لذت عاشقي را بداني بفهمي بخواني... اما تو

لذتت به اندازه ايده آل هايت است و ايده آل هايت به اندازه خودت و خودت به اندازه قاب عكست

كوچك و بسته...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت   توسط for you | 
دستم را دراز مي كنم
دستانت فراري مي شوند
خودت دور
از نوازش هم مي هراسي
قول داده اي به اعتقادت...شايد

نگاهت مي كنم
تنت يخ مي كند آب مي شوي مي ريزي
رهايت مي كنم
برمي گردم عقب عقب تر خيلي عقب تر

آرام مي بوسمت از اين دورها
چشمانت را كه ببندي حس ميكني
طعمش را

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت   توسط for you | 
"بانو" كه باشي

چه فرق مي كند نسبتت بامن

"بانو" كه باشي

تافته جدا بافته مي شوي از همه عالم

"بانو" كه باشي

هر روز؛ روز "تو"ست

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت   توسط for you | 
گم شده ام

تشنه ام خسته ام خسته خسته

دستم بگير...


+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت   توسط for you | 
...اصلا گناه کبیره است اگر برای خوشبختی تو که میشد سهم خودم باشی دعا کنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت   توسط صبور | 
سي و يكمين سال هم گذشت

و امروز

چونان تمامي گذشته هايم

نبودن هايت را

نداشتن هايم را

مرور مي كنم...


+ نوشته شده در  شنبه 5 فروردین1391ساعت   توسط for you | 
من از سكوت به خود ميرسم

به تمامي تو

من از نگاه به تو ميرسم

به تمامي خود

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1390ساعت   توسط for you | 
مرا به خواستن عادت داده اند

نه به داشتن...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1390ساعت   توسط for you | 
به انتهاي چه رسيده ام

كه اين همه عاشقانه را

هدر ميدهم براي تو...!؟


+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1390ساعت   توسط for you | 
به جاي اين همه دوست داشتن هايم

به جاي اين همه عاشقانه هايم

به جاي اين همه دلدادگي هايم

به جاي اين همه....

فقط زخم زديد


+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1390ساعت   توسط for you | 
خسته از تمام نمايش هايتان

خسته از تمام زبان بازي هايتان

خسته از تمام باور هايتان

خسته از تمام ...

از تمامتان خسته ام

+ نوشته شده در  شنبه 15 بهمن1390ساعت   توسط for you | 
تمام راه را هم كه اشتباه رفته باشم

هنوز شوق رسيدنم

زنده نگه ميدارد...


+ نوشته شده در  شنبه 8 بهمن1390ساعت   توسط for you | 
حالا كه رفته اي؛

آرام 

اين گوشه دنيا

عاشقي مي كنم

با خيالت...



+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط for you | 
عاطفه ام به قتل رسیده

یک قتل عمد !

قاتل تویی که بی پروا گذاشتی رفتی

مقتول منم که بی هوا در هوای تو مردم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط صبور | 
چه کسی یادت داده بعد تو دیوار است؟

نه !

بعد تو منم که نمیخواهی ببینیم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط صبور | 
چه کسی میگوید یک دست صدا ندارد؟

با حرکت دست تو وقت خداحافظی

بغض یکصد هزار ساله ام شکست

تو هنوز میگویی یک دست صدا ندارد؟

چرا؟

چون وقت رقص دست تو وقت خداحافظی من بی صدا مردم؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط صبور | 
به من اجازه بده اشک بریزم

                                       یک زن تحمل دلتنگی ندارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط صبور | 
حرفهای عاشقانه؟

آن هم از زبان تو ؟

چیزی بگو که در مخیله ام بگنجد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط صبور | 
میخواهی بروی؟ برو

برو اما قبل آن که از من بپرسند تو کجایی برگرد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط صبور | 
لازم نیست حتما تو چشمات زل بزنم بگم دچار کمبود محبت شدم همین که وقتی خوابی خودم رو به زور توی بغلت جا می کنم یعنی بهم توجه کن...
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت   توسط صبور | 
بد شو تو هم برو

بر من گذر مكن

چشمت به من ببند

بر من نظر مكن

من اما عاشقت ميمانم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 خرداد1390ساعت   توسط for you | 
آخ كه چقدر دلم مي سوزد براي دلم

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت   توسط for you | 
براي مني كه "تو" را بانو ميدانم

روز، روز توست.

روزت مبارك روزگارت خوش باد

بانوي خياليم

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1390ساعت   توسط for you | 
خوب من،خدای من، هر کسی رو که دوست داری یه تو بهش بده،یه تویی که فقط مال خود خود خودش باشه...

+ نوشته شده در  شنبه 31 اردیبهشت1390ساعت   توسط صبور | 
كاش هيچ گاه پيدا نمي شدي

مانند تمام اين سي سال كه گم شده بودي

مانند تمام اين سي سال كه نبودي


كاش حالا كه پيدا شدي

مي بودي ، مي ماندي

كاش دانه هاي دلت پيدا بود

+ نوشته شده در  شنبه 24 اردیبهشت1390ساعت   توسط for you | 

اينجا براي نفس كشيدن مرا تنگ است


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 اردیبهشت1390ساعت   توسط for you | 
آوخ که تمام می شوم از اینهمه نامهربانیت
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اردیبهشت1390ساعت   توسط for you | 
سکوت می کنم
نخواستنت را
نداشتنت را
نبودنت را
 
به پاس آنهمه
دوست داشتنت
عزیز بودنت
خواستنت
سکوت می کنم...
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اردیبهشت1390ساعت   توسط for you | 
تمام دنیا هم که بروند
تمام دنیا هم که نباشند
تمام دنیا هم که مرا نخواهند
تمام دنیا هم که آوار شود بر سرم
تمام دنیا هم که دل خراب مرا خرابتر کنند
 
تو هستی
اين را با تمام جانم حس مي كنم
 
پ ن: سفر حج بودم،متاسفم كه بي حلاليت خواهي و خداحافظي رفتم، اما دعايم براي تمام آناني كه اينجا هستند بود،يار قديم اينجا را هم دعا كرديم شايد يادي از اين كلبه احزانش بكند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1390ساعت   توسط for you | 
خانه را خاک گرفته
دل را زنگار
بهار هم بی حضور "تو" سرد است
 
گفتم "تو"
تویی که هیچ گاه هیچ جا نبودی
 
اینجا همیشه سرد است
 
اینجا همان دل من است
اینجا خانه ایست که بانو ندارد
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اسفند1389ساعت   توسط for you |